محکوم به زندگی

محکوم به زندگی

مرد تنهای شب
محکوم به زندگی

محکوم به زندگی

مرد تنهای شب

مریم حیدر زاده

مریم حیدرزاده (متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶) نویسنده، شاعر، ترانه‌سرا و نقاش است. حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. وی اصالتا اهل شهر تاریخی عقدا در استان یزد است و به آن افتخار می‌کند.

عکس نوشته مذهبی برای پروفایل به همراه متن

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

ادامه نوشته

مریم حیدرزاده

مریم حیدرزاده (متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶) نویسنده، شاعر، ترانه‌سرا و نقاش است. حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. وی اصالتا اهل شهر تاریخی عقدا در استان یزد است و به آن افتخار می‌کند.

عکس نوشته مذهبی برای پروفایل به همراه متن

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

ادامه نوشته

جانم علی علیه السلام

کیست این معنی اشراق ازل کیست این لطف خدا عزوجل کیست این صوم و صلوة و صلوات کیست این حی علی خیر العمل کیست او همهمه‌ی دِیر و کنشت کیست او زمزمه‌ی تاج محل کیست او تیغِ اُحُد تیر حُنین فاتحِ خیبر و صفین و جمل

عکس نوشته مذهبی برای پروفایل به همراه متن

هرچه در عین علی فکر کنی می‌رسی باز به جای اول عقل یا عشق چه پاسخ دارند به سؤالی که بود لاینحَل که بشر می شود اینگه مگر* ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر عشق باید به جگرها برسد تا که از یار خبرها برسد

ادامه نوشته

کلید خوشبختی

می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد و باعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یاداشت کرد و به خیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت.

عکس نوشته مذهبی برای پروفایل به همراه متن

سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالا آنرا حل نمی کرد ولی چون به خود تلقین نکرده بود

ادامه نوشته

اشعار

خودکشی تومور - علیرضا آذر

زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

خودکشی ، مرگ قشنگی که به آن دل بستم

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم

قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

ادامه نوشته