-
دوستت دارم
شنبه 4 اسفند 1403 18:13
یادم میاد بچه بودم (شش-هفت ساله). عکسی توی کتابی دیدم. یک نقاشی ساده از دو تا بچه (یک دختر، یک پسر) که داشتند با هم حرف می زدند. دختر به پسر گفته بود: «من ماهی خیلی دوست دارم!» و توی ابر فکر بالای کّله اش ، یک ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می کرد. بعد پسر گفته بود: «من هم همینطور!» ... و توی کله ی او یک ماهی بود که داشت...
-
پدر و مادرم
شنبه 4 اسفند 1403 16:42
مادرم مهربانیت را مرزی نیست. یقین دارم قبل از آفرینشت، فرشته ای بوسیده باشد قلبت را پدرم تو از همه جا شروع می شوی و من هربار بداهه می نوازمت از هر جای تنت سبز آبی کبود من لم بده، رها کن خودت را آب شو در آغوشم مثل عطر یاس فراگیرم شو بگذار یادت بگیرم مادرم تو سکوت می کنی ... و من ...فکر میکنم ...بهترین حرف دنیا ... تویی...
-
محبت
جمعه 3 اسفند 1403 18:10
هر کجا محبت باشد، خدا همانجاست. خدا در قلب ماست و ما در بیابان ها به دنبالش میگردیم. هر چه روحمان به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگیمان کمتر است. چون نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکاپو را دارد. هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است برای اینکه خدا با ما حرف بزند. هنر زندگی دریافت این پیام است....
-
بوسه
جمعه 3 اسفند 1403 15:21
کودکی دخترکی موقع خواب سخت پاپیچ پدر بودو ازو می پرسید: زندگی چیست ؟ پدرش از سر بی صبری گفت : زندگی یعنی عشق دخترک باسر پرشوری گفت: عشق را معنی کن پدرش داد جواب بوسه گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده براورد ازشوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت : پدرم ... بوسه اگر عشق بود بوسه هایم همه تقدیم تو باد ادامه نوشته
-
احترام و شعور اجتماعی
پنجشنبه 2 اسفند 1403 19:03
احترام به احساسات و عقاید دیگران بهمعنای پذیرش و ارزشگذاری به دیدگاهها و احساسات متفاوت است. این نوع احترام شامل گوشدادن به صحبتهای دیگران بدون قطعکردن، حقیر یا تمسخر عقاید آنها و نشاندادن همدلی و توجه به احساسات و نیازهای آنها میشود. ادامه نوشته
-
تعیین جنسیت
پنجشنبه 2 اسفند 1403 17:09
پیشبینی جنسیت نوزاد بر اساس باورهای اساطیری و آزمایشات خانگی فهرست در ادامه نوشته ادامه نوشته
-
قهوه تلخ
پنجشنبه 2 اسفند 1403 16:04
شیر و شکر نه شام هم نه، قهوه لطفا قلیان پشت بام هم نه، قهوه لطفا بدجور تلخم این غزل طاقت ندارد این واژه های خام هم نه، قهوه لطفا بی شیر آقا بی شکر بی قند بی عشق نه، مثل من ناکام هم نه، قهوه لطفا خانم شما خوبید؟ آرامید؟ من؟ تلخم فقط ، آرام هم نه ، قهوه لطفا آقاکمی موزیک هم با خود بیارید آرام نه ، سرسام هم نه، قهوه لطفا...
-
واقعی
پنجشنبه 2 اسفند 1403 06:26
خدایا به آنان ڪـه ادعاے عاشقی تو را دارند بیاموز ڪـه بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است ! دیشب با خدا دعوایم شد با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم و خوابم برد… صبح که بیدار شدم مادرم گفت: نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد… در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله...
-
تقدیم به مادرم
پنجشنبه 2 اسفند 1403 01:44
در خیالم بود روز تولدت به تو بگویم بهار من از امروز شروع میشود چون تو معنی نو شدن و زندگیِ دوباره میدهی . در خیالم بود روز تولدت با لباس آبی با آهنگِ گل آفتابگردون هر روز به انتظار دیدن لبخندت بخندیم . در خیالم بود روز تولدت قهوه مورد علاقه تو رو بنوشم در خیالم بود روز تولدت بیشتر بغلت کنم آخه من همیشه خودم را کنار تو...
-
راه
چهارشنبه 1 اسفند 1403 19:06
ای که مرا خوانده ای؛راه نشانم بده در شب ظلمانی ام ؛ماه نشانم بده یوسف مصری ز چاه؛گشت چنین پادشاه گر که طریق این بود؛چاه نشانم بده خدایا تو را شکر که امروز را به من فرصت زندگی دادی تا شکرگزار تک تک نعمتهایت باشم و از زندگیام لذت ببرم. تو را شکر که هر روز نعمتهای بیکرانت را وارد زندگیام میکنی. تو را شکر که هر لحظه...
-
زندگی
چهارشنبه 1 اسفند 1403 19:00
اگر به یاد کسی هستیم .... این هنر اوست.... نه هنر ما... هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست آنگاه تبسمی مهمان لبهایت می شوند که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است ..... ادامه نوشته
-
در خیالم بود
چهارشنبه 1 اسفند 1403 18:57
در خیالم بود روز تولدت به تو بگویم بهار من از امروز شروع میشود چون تو معنی نو شدن و زندگیِ دوباره میدهی . در خیالم بود روز تولدت با لباس آبی با آهنگِ گل آفتابگردون هر روز به انتظار دیدن لبخندت بخندیم . در خیالم بود روز تولدت قهوه مورد علاقه تو رو بنوشم در خیالم بود روز تولدت بیشتر بغلت کنم آخه من همیشه خودم را کنار تو...
-
تقدیر و تصمیم
چهارشنبه 1 اسفند 1403 18:54
تصمیم من مثل تصمیم آن پرنده ی پروبال شکسته است که از ترس دشمن تصمیم می گیرد به مکان دوری پرواز کند. پس در هر حال پر می زند، اما از بالای صخره ها پایین می افتد و پروبالش بیشتر مجروح می شود. در ته این دره ی مخوف چه به جانش می افتد؟ در جریان سریع یک رودخانه ی طغیانی چقدر بد است بروپال شکسته بودن. ادامه نوشته
-
پدر و مادرم
چهارشنبه 1 اسفند 1403 18:48
مادرم مهربانیت را مرزی نیست. یقین دارم قبل از آفرینشت، فرشته ای بوسیده باشد قلبت را پدرم تو از همه جا شروع می شوی و من هربار بداهه می نوازمت از هر جای تنت سبز آبی کبود من لم بده، رها کن خودت را آب شو در آغوشم مثل عطر یاس فراگیرم شو بگذار یادت بگیرم مادرم تو سکوت می کنی ... و من ...فکر میکنم ...بهترین حرف دنیا ... تویی...
-
خدایا
چهارشنبه 1 اسفند 1403 18:46
خـــــدایا خودت میدونی چـﮧ زجری میکشــ ـﮧ ... کسی ڪﮧ ، می ببینـ ـﮧ اوטּ نــــــامردی رو ڪﮧ ... باعث مرگ عزیزترینش شده .... مے بینـ ـﮧ ولی باید منتظر جواب تو بـــــمونـ ـﮧ ... خیلی خونسردے! تو خدایے و صبور! ولی بندهات ظرف صبرش کوچیکـﮧ خدایــــــــــــــــــــا ....خودت گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا (احزاب)...
-
حکایت من
چهارشنبه 1 اسفند 1403 18:44
حکـــــــــــــــــــــایت من… حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اماقایقـــــــــــــــــــــی نداشت… دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت… حکایت کسی بود که زجر کشید اماضجـــــــــــــــــــــه نزد… زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد… ز فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را...
-
دی ان ای
چهارشنبه 1 اسفند 1403 17:34
دی ان ای ما حاوی خاطرات نسل های گذشتمونه،این رو علم هم ثابتش کرده،یعنی تمام احساسات و عواطف،اتفاقات خوب و بد،توی ژنتیکمون ذخیره میشه و به ارث میرسه،شاید این حرف درست باشه که از ما فقط خاطره میمونه
-
الفبا
چهارشنبه 1 اسفند 1403 15:20
الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تولد تو به صف ایستادند تا راز زاد روز تو را بدانند دستهای من برای جست و جوی تو پیدا شدند دهانم کشف دهان توست ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفی است که به خنده های تو دل بسته است
-
یهود
چهارشنبه 1 اسفند 1403 01:48
یهود چهار سوار آخرالزمان مذاهب و ادیان جهان باستان دین و آیین مسیحی د ین و آیین یهود آخرالزمان کتاب مقدس ادامه نوشته
-
مادرم
سهشنبه 30 بهمن 1403 20:10
در خیالم بود روز تولدت به تو بگویم بهار من از امروز شروع میشود چون تو معنی نو شدن و زندگیِ دوباره میدهی . در خیالم بود روز تولدت با لباس آبی با آهنگِ گل آفتابگردون هر روز به انتظار دیدن لبخندت بخندیم . در خیالم بود روز تولدت قهوه مورد علاقه تو رو بنوشم در خیالم بود روز تولدت بیشتر بغلت کنم آخه من همیشه خودم را کنار تو...
-
مادرم
سهشنبه 30 بهمن 1403 15:32
بدی ِ کسی رو فراموش نمی کنم.. نه این که انتقام جویی باشم.. نه هرگز! فقط نمی خوام دوباره به غلط چنین مهره ی سوخته ای رو آدم حساب کنم نمیشود که شوی یک دمی فراموشم تویی که شهد لبت با ترانه مینوشم برای از تو نوشتن همیشه کم دارم برای از تو سرودن همیشه میکوشم تو شهد آب حیاتی که بی تو می میرم تو سکر جام شرابی که با تو میجوشم...
-
یأس
سهشنبه 30 بهمن 1403 01:34
ناامیدی می گویند روزی شیطان تصمیم گرفت که از کار خود دست بکشد، بنابراین اعلام کرد که می خواهد ابزارش را به قیمتی مناسب به فروش بگذارد. پس وسایل کارش را به نمایش گذاشت که شامل خودپرستی، نفرت، ترس، خشم، حسادت، شهوت، قدرت طلبی و غیره می شد. اما یکی از این ابزار، بسیار کهنه و کار کرده به نظر می رسید و شیطان حاضر نبود که...
-
مشکلات
سهشنبه 30 بهمن 1403 01:32
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می...
-
واقعی
دوشنبه 29 بهمن 1403 20:24
خدایا به آنان ڪـه ادعاے عاشقی تو را دارند بیاموز ڪـه بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است ! دیشب با خدا دعوایم شد با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم و خوابم برد… صبح که بیدار شدم مادرم گفت: نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد… در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله...